
آنگاه که تقدیر، 360درجه مرا چرخاند و در برابر چشمهایات قرار داد
دیگرگونه شعری خواندم و دیگرگونه غزلی شدم
...
سراپای مرا، لرزه گرفت و بغض
تا کلماتی چند در چشمانام حلقه بزند
...
ماه را هنوز
خوب به یاد دارم که چهگونه به بام شما
بـَر شده بود
دیگرگونه شعری خواندم و دیگرگونه غزلی شدم
...
سراپای مرا، لرزه گرفت و بغض
تا کلماتی چند در چشمانام حلقه بزند
...
ماه را هنوز
خوب به یاد دارم که چهگونه به بام شما
بـَر شده بود
...
پنجره، آه، پنجره...! پنجرهات چنان در قلبام جای گرفت که تنهایی
فرصتی برای نفس تازهکردن، بهدست آورد
...
مرا دیگر مجال ایستادن بر خود، نبود...، "خود" را ترک کردم و به بی"خود"، پناه جستم
...
پیچکهای اشتیاق
مرا بالا میرفتند و گل میدادند
گل میدادند و گل میدادند
گل میدادند و گلها سخن میگفتند: "هان! کیست اینک که ترا بی"خود" کرده
"و خود از کجا"
!
...
و من
پاسخی درخورشان، نیافتم
مگر میشود که ترا –ای دوست- به کلماتی چند
با جملاتی کوتاه، ترانه کرد
!؟
شعر کرد و کتاب
...
تقدیر، 360درجه مرا چرخاند و در برابر حـسّ تو قرار داد
دیگرگونه ترانهیی خواندم و دیگرگونه تـَرنـُمی شدم
...
سراپای مرا، شوق گرفت و شور
تا افعالی چند در مشامام خوشبو شوند
...
من آنهمه را به یاد دارم
من اینهمه را خاطر میسپارم
...
اینک ای دوست! ترا
چه دهم خطاب و ترا
چه کلماتی کنم پیشکش
که لیاقتات را داشته باشند
...
چه خطابات دهم
چه که دیگر این زبان و این من
نه از آن ِ "خود"ام است
...
ترا
ای دوست
ترا
دوستتر میدارم
.
.
.
پنجشنبه15مردادماه88
پنجره، آه، پنجره...! پنجرهات چنان در قلبام جای گرفت که تنهایی
فرصتی برای نفس تازهکردن، بهدست آورد
...
مرا دیگر مجال ایستادن بر خود، نبود...، "خود" را ترک کردم و به بی"خود"، پناه جستم
...
پیچکهای اشتیاق
مرا بالا میرفتند و گل میدادند
گل میدادند و گل میدادند
گل میدادند و گلها سخن میگفتند: "هان! کیست اینک که ترا بی"خود" کرده
"و خود از کجا"
!
...
و من
پاسخی درخورشان، نیافتم
مگر میشود که ترا –ای دوست- به کلماتی چند
با جملاتی کوتاه، ترانه کرد
!؟
شعر کرد و کتاب
...
تقدیر، 360درجه مرا چرخاند و در برابر حـسّ تو قرار داد
دیگرگونه ترانهیی خواندم و دیگرگونه تـَرنـُمی شدم
...
سراپای مرا، شوق گرفت و شور
تا افعالی چند در مشامام خوشبو شوند
...
من آنهمه را به یاد دارم
من اینهمه را خاطر میسپارم
...
اینک ای دوست! ترا
چه دهم خطاب و ترا
چه کلماتی کنم پیشکش
که لیاقتات را داشته باشند
...
چه خطابات دهم
چه که دیگر این زبان و این من
نه از آن ِ "خود"ام است
...
ترا
ای دوست
ترا
دوستتر میدارم
.
.
.
پنجشنبه15مردادماه88

0 comments:
Post a Comment